معاونت غذا و دارو

داروهايگياهيفرآوريشده

 در ايران

دكتر حسنرخشنده

عضو هيئتعلميگروهفارماكولوژي

دانشکده پزشکي

دانشگاهعلومپزشكيمشهد


اخلاق داروسازي
 

دکتر پارسائی

گروه فارماکولوژی دانشکده پزشکی

به طور کلی اخلاق امری است فطری که خداوند متعال در ذات و وجدان انسان به ودیعه گذارده است و اصولاً بشر به مقتضای فطرت و وجدان خویش برای کارهای اخلاقی از قبیل صداقت، امانت، ترحم، انسان دوستی و غیره ارزش قائل است. بنابراین موضوع اخلاق به مذهب خاص یا به قوم و نژاد و کشور معینی اختصاص ندارد. البته در مورد انگیزه و هدف انجام کارهای اخلاقی، دلایل و توجیهات مختلفی مطرح شده و جاي بحث فراوان دارد.

اخلاق از نظر لغوي جمع خلق است و خلق یعنی طبع، خوی، سجیه و عادت.

از نظر مفهوم اين اصطلاح، خلق کیفیتی است نفسانی که باعث می شود افعالی که از انسان صادر می شود (بدون شک و تردید) با آن کیفیت متناسب باشد. مثلاً کسی که دارای صفت سخاوت است در موقع لزوم بدون تردید و دودلی بذل و بخشش می کند. ولی بطور خلاصه میتوان گفت اخلاق عبارتست از خصوصياتي که موجب تنظیم رفتار و کردار فرد در جامعه ميگردد. يا به تعبيري ديگراخلاق علمی است که برای مسير زندگی بشر تکلیف تعیین می کند و خط مشی زندگی را مشخص می سازد.

 اخلاق با معنی و مفهوم لغوی آن به تنهائی کیفیت و نوع عمل را مشخص نمی کند بلکه باید همراه با پسوند زیبا و زشت یا پسندیده و ناپسند همراه گردد تا جهت و مفهوم معینی پیدا کند و موجب فضیلت یا رذیلت برای دارنده آن صفت گردد. زمانیکه کلمه اخلاق بدون ذکر پسوند زشت یا زیبا بکار رود مفهوم مصطلح آن با جنبه مثبت تلقی می شود. مثلاً کار اخلاقی یعنی پسندیده و کار غیر اخلاقی یعنی ناپسند و مذموم.

اين مفهوم و اصطلاح در فرهنگ ملل مختلف جهان مطرح است. در زبان انگلیسی تحت عنوان Ethics و در زبان فرانسوی  Deontdogie  نامیده شده است.

علاوه بر تعاريف کلي که براي واژه اخلاق مطرح است متناسب با مشاغل و حرف گوناگون زير شاخه هاي مختلفي نيز در نظر گرفته شده است. از جمله اخلاق پزشکي يا داروسازي شاخه هائی از علم اخلاق هستند که با فلسفه اخلاق در زمینه های پزشکی يا داروسازی، امور طبابت روزمره و قواعد آن و نيز تحقیقات پزشکی يا داروئي سرو کار دارند یا به عبارت دیگر اخلاق پزشکی يا داروسازی مجموعه آئینها، آداب و رسوم پسندیده ایست که پزشکان و داروسازان باید رعایت نموده و اعمال نکوهیده ای که باید از آنها پرهیز نمایند.

 اهمیت اخلاق در اسلام:

در اسلام آیات و احادیث مختلف و فراواني پیرامون اخلاق و اهمیت آن ذکر شده است که اشاره به آنها خارج از وقت و حوصله این مبحث ميباشد. در مورد اهمیت اخلاق همین بس که پیامبر اسلام هدف از بعثت خويش را موضوع اخلاق عنوان می فرماید: : "اِنَّما بُعِثْتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاََخلاق" (سفینه البحار ج 1 ص 411) من جهت تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شدم.

کسب فضائل اخلاقی برای دست اندرکاران حرفه پزشکی در اسلام مورد تأکید فراوان قرار گرفته، چون این افراد با جان و ناموس و سلامتی انسانها سروکار داشته، ارائه خدمات صحیح آنها موجب حفظ جان و کرامت انسانها و احیاناً اشتباه و خطای آنها ممکنست موجب نقص عضو، تداوم بیماری، هلاکت و ذلالت انسانها شود.

جهت بهتر روشن شدن قضیه اگر خدمات حرفه پزشکی را به آب دریاچه پشت سدی تشبیه کنیم، اخلاق پزشکی در حکم کانالهائی است که این آب راه هدایت کرده و به محل مورد نظر می رساند و زمانی این آب مایه حیات خواهد بود که از طریق کانالهای صحیح هدایت شود ولی اگر همین آب بدون حضور کانالهای مناسب رها شود یا توسط کانالهای انحرافی به مکانهای نامناسب انتقال یابد نه تنها مایه حیات نبوده بلکه غالباً همچون سیلی ویرانگر باعث خسارات و ویرانی خواهد شد.

 تاریخچه اخلاق پزشکی:

                                                                    

تاریخچه اخلاق پزشکی به زمانهاي بسيار قديم برميگردد و در اين رابطه میتوان آنرا به دو بخش کلی تقسیم کرد: قبل از اسلام و بعد از اسلام

قبل از اسلام:

دانش و حرفه پزشکی از زمانهای قدیم با نوعی توصیه های اخلاقی و مقررات شغلی توأم بوده است و بعضاً نکات جالبی در منابع قدیمی به چشم می خورد، بطور مثال در یکی از کتب قدیمی هند چنین آمده است: "پزشک بایستی با تمام وجود حتی اگر حیاتش در معرض خطر واقع شود به درمان بیمارش همت گمارد، او نباید به همسر شخص دیگری، حتی در مخیله اش، زیاد نزدیک شود. او نمی تواند بیمار زن را درمان کند مگر آنکه همراهی در کنارش حضور داشته باشد. از نظر لباس پوشیدن و حفظ ظاهر بایستی ساده و نجیب بوده و از معاشرت با اشخاص ناصالح خودداری کند."

در ایران باستان نیز قوانین زیادی در مورد طبابت وجود داشته که در کتاب اوستا ذکر شده است، مثلاً: "اگر طبیبی به معالجه شخصی که پیرو مزدا باشد بپردازد و مریض بمیرد طبیب محکوم به جنایت عمدی است. طبیب حق درمان پرستندگان مزدا را ندارد مگر پس از شفا دادن سه بیمار اهریمن پرست."

در یونان قدیم اخلاق پزشکی اهمیت خاصی داشته و بقراط پزشک و فیلسوف معروف یونانی متون ارزنده ای ازجمله سوگندنامه معروفش را به یادگار گذاشته که هنوز ارزش اخلاقی خود را کم و بیش حفظ کرده است. سوگندنامه بقراط یکی از نخستین سندهای اخلاقی علم پزشکی و طبابت است. او معتقد بود که رفتار گرم و انسانی پایه اصلی و اساسی است که فعالیت درمانی بر آن استوار است.

از سومریهای قدیم مجموعه اي از قوانین با خط میخی بر روی سنگی به طول 5/2 متر حک شده که بخشی از آنها در مورد امور پزشکی بوده و اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری میشود، قدمت آن حدود 2200 سال قبل از میلاد است.

 
بعد از اسلام:

در تمدن اسلامی اخلاق پزشکی از درخشش خاصی برخوردار شده است چون اسلام اهمیت ویژه ای برای دانش و حرفه پزشکی قائل شده است بطوریکه دانش پزشکی را همطراز دانش دینی قرار داده است.

امام صادق (ع) حرفه پزشکی را یکی از سه نیاز اساسی جوامع بشری محسوب نموده است: "لا یَستَغْنی اَهْلِ کُل بَلَدٍ عَنْ ثَلاثَه، یفزع اِلیهم فی اَمر دنیاهم و آخرتهم فَان عَدَموا ذٰلک کانو همجاً، فقیه عالم ورع، امیر خیر مطاع و طبیب بصیر ثقه" یعنی اهل هیچ سرزمینی از وجود سه طایفه که در کار دنیا و آخرتشان به آنان پناه برده می شود بی نیاز نیستند و اگر آنها را نداشته باشند بی بهره و سرگردان می شوند: فقیه دانشمند پرهیزکار، زمامدار نیکوکار مورد اطاعت و پزشک ماهر مورد اعتماد. (تحف العقول ص 514).

 

وجود چهره های برجسته علمی و اخلاقی داروسازان و اطبائی همچون محمد زکریای رازی و ابوعلی سینا گویا و مؤید این موضوع می باشد. این قبیل دانشمندان علاوه  بر اینکه الگوی عینی اخلاق بوده اند در این زمینه تألیفات ارزشمندی را به یادگار گذاشته اند.

شرح مختصري از خصوصيات اخلاقي و علمي اين بزرگان به عنوان نمونه و الگو در اينجا مفيد بنظر ميرسد.

 

رازی :

ابوبکر محمد بن زکریای رازی یکی از مفاخر بزرگ اسلام در سال 244 شمس در شهر ری بدنیا آمد

رازي در سنين جوانی به بغداد سفر کرد و در آنجا از بیمارستان عضدی آن شهر بازدید نمود و با دیدن یک جنین و مباحثه با یک داروساز، به امر طبابت علاقه مند شد.

در اواخر عمر نابینا شد علت آن معلوم نیست ولی احتمالاً یکی از علل آن کثرت مطالعه بوده است . مهمترین تاليف رازي کتاب " الحاوی فی الطب "  است .

یکی از ویژگیهای اخلاقی رازی ساده زیستن و مردمی بودن اوست. او بیشتر طبیب مردم بود و با فقرا و تهی دستان بسیار با مهربانی و رأفت رفتار می کرد و کمتر با اشراف و فرمانروایان مراوده داشت. یکی دیگر از خصوصیات اخلاق حرفه ای او پرهیز از اصراف در مصرف دارو بود مسئله ای که در حال حاضر یکی از مشکلات جامعه پزشکی و فرهنگ عمومی ماست. همچنین رازی علاقه شدیدی به مطالعه و تألیف داشت و از آخرین اطلاعات علمی روز بهره می گرفت اگر کتاب تازه ای می دید تا آنرا مطالعه نمی کرد کنار نمی گذاشت . در سال بالغ بر 20000 برگ یادداشت می نوشت در تالیف الحاوی 15 سال شب و روز کارکرد تا آنکه چشمانش ضعیف شد و یکی از عضلات دستش خشک شده و از کار افتاد. پس از اینکه نابینا شد به افراد دیگری متوسل میشد تا برایش کتاب بخوانند و یادداشتهای او را  بنویسند. وی  به تأثیر تلقین  در درمان  بیماری معتقد  بود  و می گفت طبیب باید بیمارش را به بهبودی و سلامت امیدوار سازد ولو اینکه خود امیدی به بهبودی بیمار نداشته باشد.

دوران تحصیل رازی دقیقاً روشن نیست و اینکه اساتید او چه کسانی بوده اند مشخص نیست احتمالاً تحصیل مرتب و منظمی نداشته و در ابتدای جوانی به کار زرگری و کیمیاگری پرداخته و به موسیقی نيز علاقه داشته است ولي علم طب را در سنین بالا (30 یا 40 سالگی) تحصیل نموده است .

گرچه بعنوان یک پزشک داخلی و داروساز شهرت داشته ولی در زمینه جراحی نیز صاحب نظر بوده است و اولین کسی است که زخمهای شکمی را با روده تابیده گوسفند بخیه زده است و مخترع فتیله دو طرفی با موی اسب و غیره بوده است که تا 100 سال قبل در جراحی مورد استفاده قرار ميگرفته است .

رازي در سن 60 سالگي در سال 304 شمسی در گذشت.

 

ابوعلی سینا :    

احتمالاً در سال 370 هجری در نزدیکی شهر بخارا بدنیا آمد در 10 سالگی قرآن و ادبیات عرب را آموخت و تا 16 سالگی فقه اسلامی، فلسفه، علوم طبیعی، منطق، هندسه و حکمت را فرا گرفت در 16 سالگی تحصيل طب را شروع کرد و در 18 سالگی برای معالجه بيماري منصور فرمانروای سامانی فراخوانده شد .

از مهمترین آثار او کتاب قانون است که بالغ بر یک میلیون کلمه دارد که در زمان حیات بوعلی نوشته شده و تا اواسط قرن هفدهم یعنی بيش از هفت قرن کتاب درسی در اروپا و اکثر دانشگاههای دنیا بوده است. بوعلی بيش از دویست جلد تالیفات دارد که اکثراً به زبان عربی است . همچنین رساله اي در زمینه «اخلاق» نوشته که خود نشانگر اهميت اخلاق و تربیت از دیدگاه این دانشمند است.

یکی از صفات ارزشمند بوعلي سينا این بوده که هرگاه در مسائل علمي به مشکلی بر می خورده به عبادت می پرداخته و به مسجد میرفته است. بیماران زیادی را بطور رایگان معالجه میکرده و در پایان عمر اموال خود را به نیازمندان بخشیده است. بوعلی سینا در دربار دیلمیان حدود 5 سال مقام وزارت داشت .

 

فلسفه اخلاق :

 

فلسفه اخلاق درباره منشا پیدایش احکام اخلاقی و ملاک و ضابطه کارهای خوب و بد بحث میکند.

در مورد ملاک خوب و بد نظریات گوناگونی وجود دارد. عده ای ملاک خوبی و بدی را نسبی و وابسته به نظر افراد میدانند. در حالیکه ملاکهای خوبی و بدی ثابت و مطلق و دائمی هستند و هر کجا و هر زمانیکه شرایط فراهم گردد این ملاکها تحقق پیدا کرده و عملی میشوند.

مرز مفاهیم حقوقی و اخلاقي در اينستکه حقوقدانان برای برقراری نظم در جامعه قانون وضع میکنند و سپس اجرای قوانين براي افراد جامعه الزامی میگردد و در مرحله عمل کيفيت هدف و نیت اشخاص شرط لازم و ضروري نبوده و اهميتي ندارد در حالیکه فعل اخلاقی حالت اختیاری دارد و با انتخاب انجام می شود و نیت و هدف در آن اهمیت بالائي دارد . در اسلام تمام احکام حقوقی میتواند ضمینه اخلاقی داشته باشد یعنی انجام احکام حقوقی با نیت رضای خدا به صورت افعال اخلاقی در می آیند.

بسیاری از پزشکان مشهور اسلامی مانند رازی به موازات کتب پزشکی، کتابهائي در زمینه اخلاق نیز تالیف کرده اند مانند کتاب «الطب الروحانی» نوشته محمد زکریای رازی ، کتاب فی علم الاخلاق نوشته ابوعلی سینا و«پند نامه اهوازی» نوشته پزشک معروف قرن چهارم هجری بنام علی بن عباس اهوازی.

بعضي از فلاسفه اخلاق قوام و دوام احکام اخلاقی را به الزام دانسته اند (باید و نبايد) ولی واقعیت امر اينستکه ارزش کار اخلاقی به اختیاری بودن آنست و کاری که با زور و جبر انجام گیرد ارزش اخلاقی ندارد.

احکام حقوقی الزام دارد ولی احکام اخلاقی(که میتواند همان مصادیق احکام حقوقی باشد) اختیاری است و لذا ارزشمند است در بینش اسلامی اصالت از آن روح است و بدن ابزار و وسیله ايست برای تکامل روح. اگر رابطه کمال روح و اعمال اختیاری مثبت باشد آن افعال حسن تلقی شده و دارای ارزش مثبت است ولی اگر رابطه منفی باشد آن افعال شر بحساب آمده و دارای ارزش منفی است و اگر ارتباطی نداشته باشد خنثی و فاقد ارزش است .

یک اصل مهم در افعال انسان نیت یا توجه ابتدائی است و کمال حاصله برای انسان نیز به آن بستگی دارد مثلاً پزشکی به عیادت بیماری میرود اگر نیتش (توجه اصلی او) نفع مالی باشد کمال حاصله برای نفس در همین مرتبه خواهد بود و یا اگر کسب شهرت و یا خوشحال کردن مریض و بستگانش باشد نیز بهمین ترتیب بوده ولی اگر کسب رضای خدا باشد اولاً عملش عبادت محسوب می شود ثانیاً کمال حاصله برای نفس مرتبه اعلای کمال وجودی بوده و روح بندگی در او تقویت می شود و در اینجا عوامل خارجی از قبیل مدح و ذم و نکوهش افراد ، خشونت بیمار یا اطرافیانش در کیفیت عمل او تاثیری نمی گذارد در عین حالیکه سایر مراتب مانند مدح و پاداش و شهرت و نفع مالی هم نصیبش خواهد شد.

 

در زمينه بحث اخلاق داروسازي کیفیت و چگونگی برخورد داروساز با بیمار، داروساز با پزشک و داروساز با همکارانش از ابعاد مهم اخلاق داروسازی می باشد که در اينجا به شرح مختصر هر کدام مي پردازيم:

کیفیت برخورد داروساز با بیمار:

کیفیت اولین برخورد با بیمار اهمیت خاصی دارد چون بیمار غالباً از نظر روحیه دچار ضعف بوده و اگر داروساز در اولین برخورد، با رعایت ارزشهای اخلاقی، تواضع، احترام و عطوفت با بیمار مواجه شود بیمار احساس صمیمیت و اطمینان کرده و همین الفت باعث می شود که دستورات و توصیه های دارروساز را دقیقاً به کار گیرد و نتیجه درمانی بهتری برایش حاصل گردد.

داروساز باید در ارتباط با راهنمائی صحیح و دقیق بیمار نهایت سعی و دقت خود را بکار گرفته و از ارائه اطلاعات غیر علمی و تبلیغاتی جداً پرهیز نماید. در مواردیکه داروی مورد نظر در دسترس نباشد باید داروساز ضمن توضیح مناسب برای بیمار در مورد جایگزینی داروی مشابه، در صورت لزوم با پزشک مربوطه نیز مشورت نماید.

در مورد تهیه داروهای ساختنی و ترکیبی کیفیت ساخت، کیفیت و کمیت مواد مؤثره و سایر خصوصیات لازم مد نظر قرار گرفته و دقت و صداقت باید کاملاً رعایت گردد. همچنین از بکار بردن موادی که از نظر شرعی اشکال دارد حتی الامکان خودداری شود.

اسرار و اطلاعات مربوط به بیمار باید نزد داروساز محفوظ بماند و از افشای آن خودداری شود مگر با اجازه بیمار و یا در مواردی که قانون ضرورت آن را مشخص کرده و نفع جامعه و یا خود فرد بیمار ایجاب نماید. مقالات علمی و سمینارها باید به نحوی ارائه گردد که فرد بیمار برای خوانندگان یا شنوندگان شناخته نشود. از تحویل دارو بدون نسخه بجز مواردیکه مجاز شناخته شده خودداری گردد بویژه مواردیکه احتمال سوء استفاده وجود داشته باشد. همچنین از ارائه و یا توزیع داروهای با کیفیت نامطلوب و یا تاریخ گذشته جداً پرهیز شود.

داروساز باید با مطالعه مستمرکتب و مجلات جدید با آخرین اطلاعات علمی و حرفه ای آشنا گردیده و از آنها به نحو احسن استفاده نماید.

بیماران سالمند دارای ویژگیهای خاصی هستند غالباً افرادی حساس و شکننده بوده و انتظار و توقع بالاتری دارند. عموماً تمایل دارند که درددل نمایند لذا باید با حوصله به گفته های آنها گوش داد و حتی الامکان رضایت و اعتماد آنها را جلب نمود تا توصیه های لازم و معالجه آنها بیشتر مثمر ثمر واقع شود. ضمناً کیفیت برخورد باید به نحوی باشد که فرد سالمند احساس نکند که مورد ترحم قرار گرفته است.

 
کیفیت رابطه داروساز با پزشک:

رابطه داروساز با پزشک اصولاً باید حالت مشاوره داشته باشد و بر اساس حسن تفاهم، تواضع و احترام متقابل بوده، در مواقعی که جایگزینی داروئی ضرورت پیدا کند و یا احیاناً اشتباهی در نسخه مشاهده گردد اصلاحات و پیشنهادات با حفظ احترام و حتی الامکان بصورت تماس تلفنی با پزشک مطرح گردد به نحویکه بیمار نگران و متوحش نگردیده، دچار شک و تردید نشود. هرگز در مقابل بیمار و اطرافیانش نباید با پزشک به جر و بحث پرداخته، چون این کار روی بیمار تأثیر بسیار نامطلوب خواهد گذاشت. ضمن اینکه داروساز و پزشک لازم است همکاری بسیار نزدیک داشته باشند ولی در ارجاع بیمار و نسخه نباید مبادرت به مبادله متقابل نمایند. داروساز نباید پزشکی را به بيمار معرفی و توصیه نماید مگر اینکه بیمار از وی خواسته باشد و اين توصيه نبايد بر اساس رابطه و آشنائي بوده بلکه بايد بر اساس ملاکهاي علمي و تخصصي باشد. همچنین پزشک نباید از بیمار بخواهد که نسخه خود را از داروخانه مورد نظر تهیه کند مگر در موارد خاصی مانند نسخه های دستوری و ساختنی که بر اساس ضرورت علمي باشد.

داروساز و پزشکانی که در یک محل مجتمع پزشکی به کار اشتغال دارند مناسب است که جلسات مستمر هفتگی و یا ماهانه داشته و در مورد مسائل و مشکلات و نیز دستاوردهای جدید پزشکی و داروسازی بحث و تبادل نظر نمایند.

 
 کیفیت رابطه داروساز با همکاران: 

 دربرخورد با همکاران بايد پیوسته احترام آنها را مراعات نموده وجز به نکوئی از آنها یاد نشود . همچنانکه همکاران جوان باید به اساتید وپیش کسوتان خود احترام قائل شوند استادان وهمکاران مسن تر هم باید احترام آنان را کاملاً محفوظ دارند و بطور کلی مانند اعضای یک خانواده با هم برخورد نمایند .

رابطه داروساز با سایر همکاران داروساز باید با رعایت ارزشهای اخلاقی و مبتنی بر همکاری و تعاون متقابل باشد و از هرگونه رقابت منفی بشدت پرهیز گردد. انتقاد از همکار نباید در حضور بیمار مطرح شود چون موجب سلب اعتماد بیمار می گردد بلکه در صورت مشاهده اشتباه یا لغزش از جانب همکار، باید از طریق تذکر صمیمانه و از روی دلسوزی و یا از طرق دیگر به نحوی اقدام گردد که اعتبار و حیثیت شغلی و حرفه ای حفظ گردد.